السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
228
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
چه مىشود ؟ و اين چه امر محالى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين سخنى در حق على فرموده باشد . . . » و در كتاب « تطهير الجنان » در دفاع از معاويه گويد : « ششم : شورش او بر على و جنگيدن با او ، با توجّه به اينكه او به اجماع اهل حل و عقد ، امام حق و افضل و اعدل و اعلم بود بر اساس نص حديث حسن « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » كه اين حديث به خاطر بسيارى طرق آن ، حسن است بر خلاف نظر كسانى كه گمان به ساختگى بودن يا صحت يا حُسن مطلق آن بردهاند . پيشوايان حافظان هم گفتهاند : براى هيچيك از ياران نرسيده است اين فضايل و مناقب و مزايا كه دربارهى على وارد شده است . . . . » « 1 » گويد : « ابنعبّاس گفت : و اين - يعنى خبردادن على از حديث غيبى و وقوع آن - هنگامى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم او را آگاه مىساخت - يعنى به غيبگويىها ( حوادث آينده ) - پس على از آن خبر مىداد همان گونه كه آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم او را آگاه ساخته بود و كسى كه خبرهايش به خبرهاى صادق مستند باشد جز صادق نخواهد بود ، و در اين باره منقبت بسيار والايى براى على مىباشد به آنچه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم از دانشهاى غيبى علما فرموده بودند و لذا او باب شهردانش نبوى وامين سرّ علوى بود » . و در « فتواهايش » آمده است : « از على پرسيده شد : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و ابوبكر پايه و عمر ديوارها و عثمان سقف و على در آن است ، آيا اين حديث صحيح است يا خير ؟ چنين پاسخ داد : اين حديث را مؤلّف « مسند الفردوس » و به پيروى از او فرزندش بدون اسناد از ابنمسعود مرفوعاً روايت كردهاند و حديثى ضعيف است ، مانند حديث « من شهر دانشم و على در آن و معاويه حلقهى آن در است » كه اينهم ضعيف مىباشد . و امّا حديث « من شهر دانشم و على در آن است » ، حديثى حسن است ؛ بلكه
--> ( 1 ) . تطهير الجنان / 74 حاشيهى « الصواعق » .